حرمتها که شکسته شد
مسیح هم که باشی،
نمیتوانی دل شکسته را احیا کنی...
آنچه در دستت بود،
امانتی پنهان بود که حراج شد،
آنچه نباید بگویی گفته شد،
فاجعه را یک عذر خواهی درست نمیکند!
حرف، حرف ویران کردن دل است،
نه دیواری خراب کنی و از نو بسازی!
"دلی که ویران کردی، قصری بود که خود ساکن آن بودی"
راستی حالا که خود را بی خانه کردی،
با آوارگیت چه میکنی
لابد به خرابه های جا مانده از دیگران پناه میبری...
برچسب:
نویسنده: سپیده حیدری
روزی رسید كه تركم كرد و مسیر زندگیمان از هم جدا شد؛
بعد از مدتها كه عكسش را دیدم، فهمیدم اصلا هم جذاب نیست
رفتارش هم اصلا دلنشین نیست
شوخی هایش اصلا خنده دار نیست
و ادمهایی كه كنارش هستند هیچ هم ادم های خوشبختی نیستند
چرا باید از حضور یك ادم معمولی خوشحال باشند؟
فاصله او از یك ادم خاص تا یك ادم معمولی فقط دوست داشتن من بود
او معمولی شده بود چون من دیگر دوستش نداشتم...
برچسب:
نویسنده: سپیده حیدری
برچسب:
نویسنده: سپیده حیدری
از تو دل برنکنم تا دل و جانم باشد
میبرم جور تو تا وسع و توانم باشد
گر تو را خاطر ما نیست خیالت بفرست
تا شبی محرم اسرار نهانم باشد
برچسب:
نویسنده: سپیده حیدری
تا ماه شب افروزم پشت این پرده ها نهان استباران دیده ام، همدم شبم یار آنچنان استجان می لرزد که ای وای اگر دلم دیگر برنگرددماهم به زیر خاک و دلم در این ظلمت زمان استای باران ای باران از غصه ام آگاهی
برچسب:
نویسنده: سپیده حیدری
حرف هایم را با سکوت قلم می زنم و درد هایم را با صبر
آنکه پنداشت مرا دیده ؛ سایه ای در ذهن دارد
و آنکه پنداشت مرا شنیده ؛
زمزمه ای وهم آلود به یادگار دارد ...
برچسب:
نویسنده: سپیده حیدری
برچسب:
نویسنده: سپیده حیدری
برچسب:
نویسنده: سپیده حیدری
برچسب:
نویسنده: سپیده حیدری
برچسب:
نویسنده: سپیده حیدری

روز تولدم زمان الهام بخشی است که به من یاد آوری می کند هر روزم را با شور و عشق زندگی کنم
تولدم مبارک![]()
برچسب:
نویسنده: سپیده حیدری

امروز اخرین روز شیفتم بود
از فردا روز کار میشم
دلم برا بچه ها شیفت تنگ میشه
![]()
![]()
برچسب:
نویسنده: سپیده حیدری
برچسب:
نویسنده: سپیده حیدری
برچسب:
نویسنده: سپیده حیدری
برچسب:
نویسنده: سپیده حیدری