دل نوشته - تاریخ: 1399/2/18 ساعت: 11:52
حرمتها که شکسته شدمسیح هم که باشی،نمیتوانی دل شکسته را احیا کنی...آنچه در دستت بود،امانتی پنهان بود که حراج شد،آنچه نباید بگویی گفته شد،فاجعه را یک عذر خواهی درست نمیکند!حرف، حرف ویران کردن دل است،نه دیواری خراب کنی و از نو بسازی!"دلی که ویران کردی، قصری بود که خود ساکن آن بودی"راستی حالا که خود را ...
وابسطه مال غیر نباشیم - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:18
روزی رسید كه تركم كرد و مسیر زندگیمان از هم جدا شد؛بعد از مدتها كه عكسش را دیدم، فهمیدم اصلا هم جذاب نیسترفتارش هم اصلا دلنشین نیستشوخی هایش اصلا خنده دار نیستو ادمهایی كه كنارش هستند هیچ هم ادم های خوشبختی نیستندچرا باید از حضور یك ادم معمولی خوشحال باشند؟فاصله او از یك ادم خاص تا یك ادم معمولی فقط...
Love... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:18
"ماهی برگشته ز دریا شدم ... تا تو بگیری و بمیرانی ام"وای اگر پیچش من با خمت ... درد شود تا که به دست آرمتنوش خودم زهر سراپا غمت ... بیشترش کن که کمم با کمت"خوب ترین حادثه میدانمت ... خوب ترین حادثه م
96/12/20 - تاریخ: 1398/4/11 ساعت: 17:22
از تو دل برنکنم تا دل و جانم باشد میبرم جور تو تا وسع و توانم باشد گر تو را خاطر ما نیست خیالت بفرست تا شبی محرم اسرار نهانم باشد
یه پایان نامشخص خیلی بهتر از یه پایان تلخه - تاریخ: 1398/4/11 ساعت: 17:22
تا ماه شب افروزم پشت این پرده ها نهان استباران دیده ام، همدم شبم یار آنچنان استجان می لرزد که ای وای اگر دلم دیگر برنگرددماهم به زیر خاک و دلم در این ظلمت زمان استای باران ای باران از غصه ام آگاهی
تو ان صیدی که صیاد خودت را صید کردی - تاریخ: 1398/4/11 ساعت: 17:22
بگذار خلاصه کنم صیدم رایک واژه از سکوت و یک گام از ایستادننه گوش توانِ شنیدنم داردنه چشمی را در انتظار دیدارم می بیند حرف هایم را با سکوت قلم می زنم و درد هایم را با صبرآنکه پنداشت مرا دیده ؛ سایه ای در ذهن داردو آنکه پنداشت مرا شنیده ؛زمزمه ای وهم آلود به یادگار دارد ...
تشنه دیدار دوست - تاریخ: 1398/4/11 ساعت: 17:22
روز برآمد بلند ای پسر هوشمندگرم ببود آفتاب خیمه به رویش ببندطفل گیا شیر خورد شاخ جوان گو ببالابر بهاری گریست طرف چمن گو بخندتا به تماشای باغ میل چرا میکندهر که به خیلش درست قامت سرو بلندعقل روا میند
دوستش میدارم - تاریخ: 1398/4/11 ساعت: 17:22
دوست اش می دارم چرا که می شناسمش به دوستی و یگانگیشهرهمه بیگانگی و عداوت استهنگامی که دستان مهربانش را به دست می گیرم تنهایی غم انگیز
ره پنهان ... - تاریخ: 1398/4/11 ساعت: 17:22
هله نومید نباشی که تو را یار براندگرت امروز براند نه که فردات بخوانددر اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جاز پس صبر تو را او به سر صدر نشاندو اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرهاره پنهان بنماید که کس آن را
کاش... - تاریخ: 1398/4/11 ساعت: 17:22
کاش همه چیز به وقتش برات اتفاق بیفته ...همون موقع که ذوقشو داری ...وگرنه گذر زمان همه چیز رو برات بی رنگ میکنه ...!!!
1398/3/30 - تاریخ: 1398/4/11 ساعت: 17:22
روز تولدم زمان الهام بخشی است که به من یاد آوری می کند هر روزم را با شور و عشق زندگی کنمتولدم مبارک
اخرین روز از روزای شیفت - تاریخ: 1398/4/11 ساعت: 17:22
امروز اخرین روز شیفتم بوداز فردا روز کار میشمدلم برا بچه ها شیفت تنگ میشه
.... ..... - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 21:44
باید از سمت خدا معجزه نازل بشودتا دلم باز دلم باز دلم دل بشودتا همین چشم پر از روزن امید شودشاید امید از آن معجزه حاصل بشودکاش یک بار بفهمد که دلم می شکندتا زمان بگذرد و تجربه کامل بشودنیست دلدار که هر شب قدحم تازه کندتا قدح بر لب او سرزده مایل بشودیار من رفت بماند که چه حالی دارمحال من با نم اشکم
25 سالگی - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 21:44
باید از سمت خدا معجزه نازل بشودتا دلم باز دلم باز دلم دل بشودتا همین چشم پر از روزن امید شودشاید امید از آن معجزه حاصل بشودکاش یک بار بفهمد که دلم می شکندتا زمان بگذرد و تجربه کامل بشودنیست دلدار که هر شب قدحم تازه کندتا قدح بر لب او سرزده مایل بشودیار من رفت بماند که چه حالی دارمحال من با نم اشکم
.... - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 21:44
باید از سمت خدا معجزه نازل بشودتا دلم باز دلم باز دلم دل بشودتا همین چشم پر از روزن امید شودشاید امید از آن معجزه حاصل بشودکاش یک بار بفهمد که دلم می شکندتا زمان بگذرد و تجربه کامل بشودنیست دلدار که هر شب قدحم تازه کندتا قدح بر لب او سرزده مایل بشودیار من رفت بماند که چه حالی دارمحال من با نم اشکم
بگذار گم شده باشم - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 21:44
بگذار که این باغ درش گم شده باشدگل های ترش برگ و برش گم شده باشدجز چشم به راهی به چه دل خوش کند این باغ گر قاصدک نامه برش گم شده باشد باغ شب من کاش درش بسته بماند ای کاش کلید سحرش گم شده باشد بی اختر و ماه است دلم مثل کسی که صندوقچه ی سیم و زرش گم شده باشد شب تیره و تار است و بلا دیده و خاموشانگار
خدا نگهدار عشقم... - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 21:44
نمیخواهم نگرانت کنم امّاهنوز زندهام و این روزها هربار حواسم را پرت کردهام در خیابان بوق اولین ماشین، عقبعقبم رانده است نمیخواهم نگرانت کنم امّا این شبها هربار ناامیدی مرا به پشت بامِ خانه رسانده است با احتیاط پلهها را یکی یکی یکی پایین آمدهام با اینکه میدانستم در من دیگر چیزی برای شکستن
من تورا دیدم... - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 18:00
باید از سمت خدا معجزه نازل بشودتا دلم باز دلم باز دلم دل بشودتا همین چشم پر از روزن امید شودشاید امید از آن معجزه حاصل بشودکاش یک بار بفهمد که دلم می شکندتا زمان بگذرد و تجربه کامل بشودنیست دلدار که هر شب قدحم تازه کندتا قدح بر لب او سرزده مایل بشودیار من رفت بماند که چه حالی دارمحال من با نم اشکم
... - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 18:00
باید از سمت خدا معجزه نازل بشودتا دلم باز دلم باز دلم دل بشودتا همین چشم پر از روزن امید شودشاید امید از آن معجزه حاصل بشودکاش یک بار بفهمد که دلم می شکندتا زمان بگذرد و تجربه کامل بشودنیست دلدار که هر شب قدحم تازه کندتا قدح بر لب او سرزده مایل بشودیار من رفت بماند که چه حالی دارمحال من با نم اشکم
بلاتکلیفم ... - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 18:00
باید از سمت خدا معجزه نازل بشودتا دلم باز دلم باز دلم دل بشودتا همین چشم پر از روزن امید شودشاید امید از آن معجزه حاصل بشودکاش یک بار بفهمد که دلم می شکندتا زمان بگذرد و تجربه کامل بشودنیست دلدار که هر شب قدحم تازه کندتا قدح بر لب او سرزده مایل بشودیار من رفت بماند که چه حالی دارمحال من با نم اشکم